خنده
مقدمه
شادی خواستنیترین و شیرینترین احساس بشر است.
همه درجستوجوی آن هستند و کیفیت زندگیشان را براساس میزان شادیشان میسنجند. بنابراین انگیزه بسیاری از رفتارهای ما شاد شدن است و حتی زمانی که بیمار هستیم یا مشکلی داریم، میخواهیم این مسائل بر طرف شوند تا زمینه شادی فراهم شود.
اما بدانید که شاد بودن همیشه آسان نیست، شاد بودن میتواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد. میتواند تمام پافشاریها، انضباط فردی و تصمیماتی که برای خود فراهم آوردهایم را مخدوش کند. شاد بودن یا نبودن تنها در دستان خودتان است. شادی چیزی است که هر کس باید آن را درون خود بجوید. شاید مسائل بیرونی، اطرافیان، حرفها و شوخیهای افراد خانواده بهصورت کوتاه مدت در شما شادی ایجاد کند اما این شادی دوام زیادی ندارد، شادی در قلب وجود دارد.
برای شاد زیستن باید خود را با محیط تطبیق داد و اهداف مشخصی را دنبال کرد.
یکی از مواردی که شاد بودن ما را نمایان می کند خندیدن است.
چگونه شاد باشیم...
شاد بودن یا نبودن تنها در دستان خودتان است. شادی چیزی است که هر کس باید آن را درون خود بجوید. شاید مسائل بیرونی، اطرافیان، حرفها و شوخیهای افراد خانواده بهصورت کوتاه مدت در شما شادی ایجاد کند اما این شادی دوام زیادی ندارد، شادی در قلب وجود دارد.
برای شاد زیستن باید خود را با محیط تطبیق داد و اهداف مشخصی را دنبال کرد. مسئولیتپذیری یکی از عواملی است که در شادی تاثیرگذار میباشد. اگر مسئولیت را با رغبت بپذیرید زندگی آنقدرها سخت نخواهد شد.
آبراهام لینکلن گفته است اغلب مردم تقریباً به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند؛ در واقع آنچه در زندگی ما رخ میدهد آنقدرها تعیینکننده شادی ما نیست بلکه بیشتر نوع واکنش ما به آن رخدادهاست که نقش تعیین کنندهای دارد.
آن جایی که انسان افکار و اندیشههای خود را بر میگزیند پس طبیعتاً تعیینکننده میزان شادی خویش است. برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم، اما ما غالباً بر عکس عمل میکنیم. اغلب تعریفها و تمجیدها را ناشنیده میگیریم اما مدتها حرفهای ناخوشایند را در ذهن خود نگه میداریم.
بدانید لازمه شاد زیستن، جستوجوی زیباییها و خوبیهاست. یکی زیبایی منظره را میبیند، دیگری کثیفی پنجره را. این شما هستید که انتخاب میکنید چه چیز را ببینید و به چه چیز بیندیشید.
بهطور کلی افراد شاد 4خصلت مشترک دارند.
1 - اعتماد به نفس 2- توانائی کنترل خود 3- خوشبینی 4- برونگرائی
در نظریه تکامل یافته فروید هر شخصی ساختار شخصیتش به 3بخش تقسیم میشود (کودک، بالغ و والد). البته بخش کودک به معنی خردسالی نیست آن قسمت از شخصیت که بهدنبال احساسات، عواطف، شادی و خشم است. شادی و خشم ذاتی نه اکتسابی، بخش کودک در شخصیت ما وجود دارد که شادیآفرین است و اصولاً این امر بستگی به سن ندارد. دقیقاً یک مرد و زن 70 ساله هم با فعال نمودن این بخش میتوانند شاد بودن را احساس کنند. اگر کسی این بخش از وجودش فعال نباشد، دلمرده و افسرده میشود. پس شادی را باید در بخش کودک درون خود یافت.
دلايل و گونههاي مختلف خنده از ديدگاه علم روانشناسي
از ديدگاه علم روانشناسي، خنده به علل گوناگوني روي ميدهد و داراي گونههاي متفاوتي است. با يك جمعبندي كلي، ميتوان گونههاي متفاوت خنده را به شكل زير تقسيمبندي كرد:
خنده درنتيجه عوامل شيميايي
استنشاق گاز نيتروزاكسيد و اتر، و نيز استعمال نوشابههاي الكلي و برخي مواد مخدر ميتواند منجر به ايجاد شعف و شادماني كاذب گردد و خندههاي مكرري توليد كند. در دو مورد اخير، ايجاد خنده در نتيجه تأثيرات آزاد و سازندهاي است كه آنها بر بازدارندههاي مغزي ميگذارند و به اين ترتيب موانع عاطفي و عقلي خنده را برطرف ميسازد. اما معمولاً پس از چنين خندههايي برخلاف خندههاي طبيعي احساسي از غمي سنگين و نگراني شديد وجود افراد را دربرميگيرد.
خنده ناشي از قلقلك
يكي از راههاي ساده خنداندن افراد، قلقلك دادن آنهاست. كف پاها، زير بغل، پهلوها و شكم از نقاط حساس بدن نسبت به قلقلك است. معمولاً نيز حساسيتپذيري كودكان و نوجوانان به قلقلك بيشتر از بزرگسالان است. يكي از نكات جالب در مورد قلقلك اين است كه تحقيقات اخير مشخص ساخته است، كساني كه در دوران كودكيشان به اصطلاح قلقلكي هستند، در دوران بزرگسالي بيشتر از افراد غيرقلقلكي از خود استعداد شوخطبعي و بذلهگويي نشان ميدهند.
خنده استهزاء و مسخره
استهزاء و مسخره، معمولاً براي كوچك كردن و تحقير ديگران و يا به قول روانكاوي براي ارضاي تمايلات خصمانه سركوب شده، به كار ميرود و خنده ناشي از آن خندهاي عصبي و كشدار است. هر چه شدت تحقير ديگران بيشتر باشد، دامنه اين نوع خنده شديدتر ميگردد.
خنده تعجب
اغلب اوقات، انسان شگفتي خود از مسئلهاي را با جاري كردن خندهاي تحسينآميز بر لبانش نشان ميدهد و اصولاً، خنده يكي از نشانههاي اصلي تعجب انسان به شمار ميرود (از ميان فيلسوفان امانوئل كانت و ابوعلي سينا نيز خندهشان را ناشي از تعجب ميپنداشتند.)
خنده ناشي از تكرار
تكرار و ماشيني شدن اعمال و حركات نيز عواملي هستند كه باعث خنده ميگردند. اين عامل معمولاً دستمايه نمايشهاي طنز و كمدي است.
خنده ناشي از برتريطلبي
احساس برتري كردن، فتح و پيروزي نيز با خنده همراه است. اين نوع خنده، در چهره اعضاي يك تيم ورزشي پس از غلبه بر طرف ديگر، كاملاً مشهود است. از ميان روانشناسان، جمعي تمام خندههاي انسان را ناشي از برتريطلبي ميدانند و معتقدند كه خنده ما براي اين است كه يك نوع برتري نسبت به شخص و طرفي كه به او ميخنديم احساس ميكنيم و شرط آن اين است كه اين احساس برتري به ميل و اراده آگاهانه شخصي نبوده، بلكه بهطور ناخودآگاه و آني صورت گرفته باشد.
خنده، در نتيجه بيتناسبي
در هر كيفيتي كه تناسب عادي برقرار نباشد، عواملي خندهآور نهفتهاند. ممكن است اين نبودن تناسب در چهره و اندام ديگران يا در كردار و رفتار آنها و يا گاهي در صفاتشان باشد.
خنده، براي جلب توجه
گاهي براي اينكه اطمينان داده شود به حرفهاي كسي گوش داده ميشود و گاهي براي همرنگ شدن با جماعتي كه در حال خنديدن هستند – در حاليكه ممكن است موضوعي كه گروه به آن ميخندند، براي شخص مورد نظر خندهآور نباشد – چنين خندهاي بر لبان افراد ظاهر ميگردد. خندههاي اغراقي نوجوانان در معابر عمومي و خندههاي دو دلداده به هم نيز در اين گروه قرار دارند.
خنده ناشي از فشار دروني
گاهي هيجانات و فشارهاي دروني كه مفري براي تخليه نميبينند واپسزده شده و خنده جايگزين آنها ميگردد. به عنوان مثال، گاهي احساس ترس به يك كنش دروني ميشود كه اگر عيان نگردد، ممكن است باعث خنده گردد.
خنده، براي پوشاندن حالات ديگر
گاهي خنده، جاي احساسات و هيجانات ديگري نظير شرم، كمرويي، خشم. شكست (خيط شدن) و... را ميگيرد، آنها را از انظار ديگران پنهان كرده، عوضي جلوه ميدهد.
خنده شادماني و نشاط
بخش اعظم خندههاي انسان ناشي از شادي و خوشحالي وي است. اين نوع خنده، انسانيترين و تأثيرگذارترين شكل خنده است كه در اين كتاب، سخنان بسياري راجع به آن خواهيم گفت. شادماني و نشاط به هر دليلي كه به وجود آمده باشد، اگر ملايم باشد همراه با لبخند است و اگر شديدتر شود خنده و گاهي قهقهه را موجب ميگردد. معمولاً وقتي كسي ميخندد گواه خوبي براي خوشحال بودن وي است و انتظار ميرود كه با خنده مشابهي جوابگويي شود و يا لااقل لبخندي پاسخ آن باشد.
خنده در آیات
در قرآن از ماده ضحک که به معنای خنده است ده مورد وجود دارد که در پنج مورد به معنی خندیدن از روی تمسخر و بی اعتنایی است که در توصیف مشرکین بیان شده است[2] و در یک مورد درباره خدا سخن می گوید «اوست که خنداند و گریاند،»[3]و در دو مورد اوصاف بهشتیان را بیان می کند[4]و در یک مورد در توصیف ساره همسر حضرت ابراهیم است.[5]و در یک مورد هم درباره حضرت سلیمان است[6] که در مقابل کلام مورچه که -خطاب به مورچه های دیگر- گفته بود «به لانههاى خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالى که نمىفهمند!»[7] و احتمال قوی داده اند که ضحک درباره حضرت سلیمان بمعنى تعجب باشد یعنى لبخند زد در حالیکه از سخن مورچه در عجب بود.[8]
انواع خنده
خنده بر سه قسم است: ممدوح، مباح و مذموم
امام باقر(ع) نیز می فرماید: «خداى عز و جل آن کس که میان جمعى شوخى و خوشمزهگى کند دوستش دارد در صورتى که فحشى نباشد.»[18]
خنده ممدوح
تبسم کردن، خنده ممدوح و مستحب است. در روایتی آمده است: خنده مومن به صورت تبسم است.[9] چنانچه سیره پیغمبر(ص)این بود که خنده ایشان از تبسم تجاوز نمی کرد[10]و همچنین در روایت دیگر آمده است: «امام صادق(ع) فرمود: در موقع خنده نباید دندانهاى جلو دهان دیده شود که در این صورت عمل ناپسندى انجام دادهاى و کسى که بدى مرتکب مىشود از شبیخون در امان نمىماند.»[11]
تبسم در بعضی از موارد استحباب زیادی دارد: «کسى که بر چهره برادر مؤمنش تبسّم بزند خدا برایش حسنه مىنویسد و کسى که خدا برایش حسنه بنویسد او را عذاب نخواهد کرد.»[12]
در روایتی آمده است: پیامبر(ص) از همه مردم لبخندش بیشتر و خوش¬خلق¬تر بود مگر آیه قرآنى نازل مىشد و به یاد قیامت مىافتاد و یا مشغول موعظه مىشد و چون مسرور و خشنود بود، از همه مردم خشنودتر بود.[13]
از این کلام توهمی را که در اذهان بعضی از افراد وجود دارد که خیال می کنند مومن واقعی همواره باید محزون باشد و هیچ وقت نباید بخندد، دفع می شود. چون از جمله علامات محبّت و معرفت خدا این است که چهره انسان در برخورد با مردم خندان باشد و دل از فراق محبوب غمناک و اندوهناک باشد. [14] نه اینکه در بین مردم محزون باشد.
در حدیثى آمده است که پیغمبر اکرم(ص) از کنار جمعى مىگذشت که مشغول خنده بودند. فرمود:" اگر آنچه را من مىدانم مىدانستید بسیار گریه مىکردید و کم مىخندید"! هنگامى که پیامبر از آنجا گذشت جبرئیل بر او نازل شد و عرض کرد:" خنده و گریه هر دو از طرف خدا است".[15]
یعنی لازم نیست مومن همیشه گریان باشد، بلکه هم گریه از ترس خدا و اینکه مرتکب گناهی شود در جاى خود لازم است و هم خنده به هنگام شادی؛ چرا که همه چیز و از جمله گریه و خنده از طرف خداست.[16]
خنده مباح
خنده مباح خنده ای است که از حد تبسم تجاوز کند و به حد قهقهه نرسد. البته به شرط اینکه گناهی در این کار نباشد.
معمر بن خلاد می گوید: از امام رضا(ع) سئوال کردم اگر انسان در اجتماعى بنشیند بعد سخنى به میان بیاید و با هم شوخی کنند و بخندند آیا این کار اشکال دارد؟ حضرت فرمود: اشکالی ندارد، اگر چیزى نباشد. معمر بن خلاد می گوید: من تصور کردم که منظور آن حضرت از اینکه فرمودند اگر چیزى نباشد، این بود که فحش و متلک نباشد.[17]
امام باقر(ع) نیز می فرماید: «خداى عز و جل آن کس که میان جمعى شوخى و خوشمزهگى کند دوستش دارد در صورتى که فحشى نباشد.»[18]
چون اگر مجلس خنده تنها برای وقت گذرانی و لهو و لعب باشد مباح است ولی اگر برای ادخال سرور مؤمنین باشد مستحب است.
شاهد بر این کلام، روایتی است از حضرت صادق(ع) که به یونس شیبانى فرمود: شوخى شما با یکدیگر چگونه است؟ گفت: کم است. فرمود چرا شوخى نمی کنید که شوخى، نشانه خوش اخلاقى است و باعث شادی دل مومن می شود. پیغمبر(ص) با مردم شوخى می کرد براى آنکه آنان را خوشحال کند.[19]
خنده مذموم
خنده ای که از نظر دین و یا مردم زشت و ناپسند باشد خنده مذموم نامیده می شود. در اینجا به چند مورد اشاره می شود:
1- قهقهه:[20] یعنی با صدای بلند خندیدن به گونه ای که از دور صدای خنده انسان شنیده شود. در روایتی آمده است قهقهه از شیطان است؛[21]یعنی شیطان است که ترغیب به قهقهه می کند. در روایت دیگر آمده است: «اگر صداى خندهات به قاهقاه بالا گرفت، بعد از آن که از مستى خنده باز آمدى بگو: «بار خدایا از من نفرت مکن»[22]
2- خنده ای که بدون تعجب باشد: یعنی اینکه انسان بی جهت و بدون اینکه مسئله تعجب آوری برایش رخ بدهد بخندد که در بعضی از روایات این کار را نشانه نادانی معرفی کرده است[23] و در روایت دیگر این گونه افراد را جزء کسانی شمرده است که غضب شدید خدا برآنها نازل می شود. [24]
3-خنده ای که به سبب گناه باشد: گاهی انسان درباره شخصی در مجلسی سخن می گوید تا افراد را بخنداند. رسول خدا(ص) در وصایاى خود به ابوذر فرمود: .. اى اباذر واى به حال کسى که سخن دروغ بگوید تا مردم را بخنداند. واى بر او، واى بر او»[25]
کینه توزی:[28] اگر سخنی که پشت سر دیگری گفته شده به گوشش برسد باعث ناراحتی و کینه او خواهد شد
بعضى تصور مىکنند اگر کسى به عنوان شوخى و مزاح و جلب توجه و خنداندن مردم، دروغ و یا تمسخر و غیبت و هر گناه دیگری انجام دهد اشکالی ندارد؛ چرا که در این گونه موارد جنبه شوخى و مزاح دارد نه جدّى، اما این نکته را باید در نظر داشت که در شرع مقدس اسلام، گناه به طور کلی نهی شده است چه شوخی و چه جدی.
گاهی انسان با خنده اش موجبات آزار و اذیت دیگران را فراهم می کند: بر سخن اشتباه آمیز و نامنظّم شخصی، یا بر افعال آشفته و نامرتّب او، یا بر چهره زشت یا قامت کوتاه یا دراز او یا به عیب و نقصى که دارد بخندند که خنده بر این چیزها داخل در مسخرگى و مورد نهى است.[26]
آثار خنده زیاد
1-دل مردگی:[27] اکثر افرادی که می خواهند زیاد بخندند در مجلسی می¬نشینند که در آن انواع گناهان از جمله غیبت و تمسخر و... وجود دارد و بدترین اثر گناه، از میان رفتن نور علم و حس تشخیص و تاریک شدن قلب و بالاخره از همه مهمتر مردن قلب است.
2-کینه توزی:[28] اگر سخنی که پشت سر دیگری گفته شده به گوشش برسد باعث ناراحتی و کینه او خواهد شد.
3- از بین رفتن «شکوه و وقار انسان»:[29] زیرا کسانی که به فکر زیاد خندیدن هستند سبک مغز بوده و ارزش و هیبت آنها نزد دیگران پایین است.
4-بىخبرى از قیامت: پیامبر خدا(ص) فرمود: «اگر آنچه من مىدانم بدانید بسیار خواهید گریست و کم خواهید خندید.»[30]
5-ابتلاء به جنون: چون خنده دلالت بر غفلت و فریب خوردگی انسان دارد که مانع تفکر و عبرت و توجه به مبدأ و معاد می شود و برای همین است که خنده در اطفال و دیوانه ها بیشتر از دیگران عارض می شود.[31]
علت خنده زیاد
افراط در شوخی کردن علت زیادی خنده است[32]و به همین دلیل است که در بعضی روایات از شوخی نهی شده است. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: « مبادا شوخى کنید که دلتنگى می آورد و باعث به وجود آمدن کینه می شود.»[33]
علاج خنده زیاد
کسى که مرحلهاى همچون مرگ در پیش رو دارد، خانهاى ابدی همچون آخرت منتظر اوست، دشمنى همچون شیطان همواره در کمین اوست، دو فرشته همواره در کنار او هستند و تمام اعمالش را می نویسند، عمرش همچون برق در حال گذر است و منزلش یعنی دنیا محل صد هزار گونه خطر باشد، خنده و شوخى زیاد برای او معنی ندارد مگر از روی غفلت و بىخبرى.[34]
پیامبر خدا(ص) به مجلسى گذرش افتاد که صداى خنده بلند بود. فرمود: انجمن خود را با یاد تیرهکننده لذّتها در آمیزید. عرض کردند: تیرهکننده لذتها چیست؟ فرمود: مرگ[35]یعنی برای کنترل نفس به یاد مرگ باشید تا عمر خود را صرف لذات زود گذر دنیا نکنید.
یکى از بزرگان با خود خطاب کرد و گفت: «اى نفس مىخندى و حال اینکه شاید کفن تو اکنون در دست رختشوی باشد و او هم مشغول شستن آن باشد.»[36]
غفلت مردم از مرگ به سبب کم یاد کردن مرگ است و اگر هم گاهى آن را یاد می کنند نه با قلبى فارغ بلکه با دلى گرفتار شهوتها و علائق دنیوى یاد آن مىکنند، و چنین یادى سودى نمىدهد.
راه درست این است که آدمى دل را از هر چیزى جز یاد مرگ که در پیش روى دارد تهى کند و همچون کسى باشد که بخواهد سفر درازى برود و در مسیر راه، بیابانهاى بىآب یا دریاى خطرناک باشد... کسى که به این نحو به یاد مردن باشد و مکرّر یاد آن کند، در دل او اثر مىگذارد و در نتیجه سرور و نشاط او به دنیا کم مىشود و نفسش از آن باز مىایستد و از آن دل شکسته مىشود و آماده مرگ و سفر آخرت مىگردد.[37]
پی نوشت ها :
[1] .مقدسنیا- محمدى ،آداب معاشرت، پژوهشکده تحقیقات اسلامى، بیجا، ص 91
[2] .توبه 82، مومنین 110، زخرف 47، نجم 60 ،مطففین 29
[3] .نجم 43
[4] .عبس 39 ، مطففین 34
[5] .هود 71
[6] .نمل 19
[7] نمل 18
[8] . قاموس قرآن ، ج4، ص: 173
[9] . کلینى،محمد، الکافی، دار الکتب الإسلامیة تهران، 1365 هجرى شمسی ، ج2، ص 664
[10] مجلسى،محمد باقر، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجرى قمری ، ج73، ص 59
[11] . کلینى، محمد ،پیشین
[12] . بحار الأنوار ، ج71، ص: 298
[13] . عارف، سید محمد صادق؛ راه روشن(ترجمه المحجة البیضاء)، انتشارات آستان قدس رضوى، چاپ اول، 1372 ، ج4، ص161
[14] . نراقى، ملا احمد؛ معراج السعادة، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1377 ج 2، ص 747 و نهجالبلاغة ص 168
[15] .نجم 43
[16] . تفسیر نمونه ، ج22، ص: 56
[17] . الکافی ، ج2، ص: 663
[18] . همان
[19] . طبرسى ،رضى الدین حسن بن فضل ، مکارم الأخلاق، یک جلد، انتشارات شریف رضى قم، 1412 هجرى قمری ، ص: 21
[20] . نراقى، ملا مهدى، جامع السعادات، چاپ مؤسسة الأعلمی للمطبوعات،چاپ چهارم، بیروت ج 2 ، ص 300
[21] .عاملى،حر، وسائل الشیعة، 29 جلد، مؤسسه آل البیت علیهمالسلام قم، 1409 هجرى قمری ج : 12 ص : 114
[22] . همان
[23] . الکافی ، ج2، ص 664
[24] . بحار الأنوار ، ج63، ص: 332
[25] . وسائل الشیعة ، ج12، ص: 25
[26] . مجتبوى، سید جلال الدین(مترجم)، علم اخلاق اسلامى، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، 1377 ، ج 3 ، ص: 385
[27] . مکارم الأخلاق ،ج 1- 473
[28] . همان
[29] . همان
[30] . راه روشن(ترجمه المحجة البیضاء)، جلد5، ص: 316
[31] . کمرهاى محمد باقر، منهاجالبراعة فیشرحنهجالبلاغة(خویى)� �مکتبةالاسلامیة، 1356، چاپ سوم، تهران،مصحح: سیدابراهیممیانجى ، ج 21 ، ص 187
[32] . فیض کاشانى، ملا محسن، المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، ، انتشارات اسلامى جامعه مدرسین، قم، چاپ چهارم، 1417 هجرى قمرى ء ج 6 ، ص، 232
[33] . الکافی ، ج2، ص: 665
[34] . راه روشن ، جلد5، ص: 317
[35] . نراقى، ملا احمد، معراج السعادة، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1377 ج : 2 ص : 557
[36] . ورام ابن ابى فراس ،مجموعة ورام( تنبیه الخواطر)، مکتبه فقیهچاپ: قم ،نوبت چاپ: اول ج1 268
[37] . نراقى، ملا احمد، پیشین
[38] . علم اخلاق اسلامى ، ج : 4 ص : 55
منبع : پژوهشکده باقر العلوم
خنده در کلام معصومین
از حضرت صادق (عليه السّلام )منقول است كه خنديدن مؤ من مى بايد تبسم باشد و صدا نداشته باشد.
در حديث ديگر فرمود كه بسيار خنديدن دل را مى ميراند و دين را مى گدازد چنانچه آب نمك را مى گدازد و فرمود كه از نادانيست خنديدن بى آنكه تعجبى باعث آن شود.
در حديث ديگر فرمود كه قهقه كردن از شيطان است، فرمود كه بسيار خنديدن آبرو را مى برد.
از حضرت امام محمد باقر (عليه السّلام )منقول است كه چون خنده قهقهه بكنى بعد از فارغ شدن بگو اَللّهُمَّ لاتَمْقُتْنى
در حديث منقول است كه حضرت داود(عليه السّلام )به حضرت سليمان عليه السلام مى گفت كه اى فرزند زينهار كه خنده بسيار مكن كه بسيار خنديدن آدمى را فقير مى كند در روز قيامت .
حضرت رسول صلى عليه و آله فرمود كه عجب دارم از كسى كه ايمان به جهنم دارد چرا مىخندد و از حضرت صادق (عليه السّلام )فرمود چه بسيار كسى كه خندد از روى لعب و بازى در روز قيامت گريهاش بسيار باشد و چه بسيار كسى كه بسيار گريد بر گناه خود در بهشت خوشحالى و خنده اش بسيار باشد
ما بهشت را برای کسانی که دل مومنین را شاد کنند مباح ساختیم. (حدیث قدسی)
* نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. (رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم)
* بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.(امام علی علیهالسلام)
* خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیهالسلام)
* خوشحال کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزشتر است. (امام صادق علیهالسلام)
* نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیهالسلام)
* هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد میکند. (امام جواد علیهالسلام)
* هیچ چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمیکند. (امام حسن عسگری علیهالسلام)
خنده خیلی زیاد و بیمورد دل را میمیراند. (حضرت علی علیهالسلام)
خنده از منظر اندیشمندان
* خنده گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است. (پزشک فرانسوی)
* برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب - امید - خنده (پروفسور امانویل)
* یک تبسم شروع درایت است. (ماکسول ماتز)
* تبسم دشمن را دوست میکند. (جرج نیکلا)
آثار خندیدن
خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.
* خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.
* خنده فشار خون را تعدیل میکند.
* خنده سن افراد را کمتر نشان میدهد.
* خنده زبان مشترک همه جهانیان است.
* خنده هیچ هزینهای ندارد.
* خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.
* خنده ، خنده میآورد و مسری است.
* خنده در هیچ حیوانی دیده نمیشود و مختص آدمی است.
* خنده نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستانهای امروزی اتاق خنده طراحی شده است.
* خنده انبساط عروقی ایجاد میکند که در سلامتی موثر است.
* خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.
* خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.
خنده با بازدم انجام میشود و این کار باعث میگردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.
* خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد میکند.
* خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد میکند.
* خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد مینماید.
* خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش میدهد که در سلامتی موثر است.
* خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف میکند.
* خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد میکند.
* خنده شادی میآورد، همای طور که شادی خنده میآورد.
* خنده قدرت یادگیری را افزایش میدهد. نقش خنده در کلاسهای درسی و آموزشی فوق العاده است.
* خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها میسازد.
* خنده آنقدر مهم است که عکاسان میگویند لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید!...
* خنده بهدلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل مینماید.
* خنده از بیماریهای زخممعده و اثنی عشر جلوگیری میکند.
* خنده کلسترول خون را کاهش میدهد.
* خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.
* خنده «دویدن بیحرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر میکند.
* خنده باعث میشود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.
* خنده سبب میشود دوستان بیشتری پیدا کنیم.
* خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمیکند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم میشود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش میدهد.
* خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین میبرد ولی اخم چین و چروک را زیاد میکند.
* خنده باعث افزایش اندرفین مغز میشود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی میشود.
* خنده تحمل دردهای جسمی را آسانتر میسازد. 5 دقیقه خنده از ته دل موجب 5 ساعت تسکین درد میشود.
* خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.
* خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر میخندیم.
* خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکردهتر میشوند. کمتر و دیرتر میخندند.
* خنده چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است.
* خنده در بروز ایدههای نو و خلاق موثر است.
* خنده گرفتگیها و کرامپهای عضلانی را برطرف میسازد.
* خنده باعث رفع خستگی میشود.
* خنده اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.
* خنده از فاصله 45 متری قابل تشخیص است. سایر احساسات را از این فاصله نمیتوان شناسایی کرد.
داستان:
روزى امام حسن علیه السلام از محلى عبور مى كرد، چشمش به جوانى افتاد كه قاه قاه مى خندید، نزد جوان رفت و فرمود، اى جوان ، آیا شنیده اى كه در روز قیامت ، همه مردم وارد دوزخ مى شوند؟ جوان گفت : آرى شنیده ام و دانسته ام . امام حسن علیه السلام فرمود، از كجا شنیده اى و دانسته اى ؟ آن جوان جواب داد: از اینكه خداوند در قرآن مى فرماید:
«وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِیا
همه شما (بدون استثناء) وارد جهنم مى شوید، این امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از ناحیه پروردگارتان (كه بعضى آن را مربوط به پل صراط مى دانند.» (مریم/71)
امام حسن علیه السلام فرمود:
آیا تو اطمینان دارى كه از آن افرادى نیستى كه تو را در جهنم نگه دارند؟ جوان پاسخ داد: نه ، چنین اطمینانى ندارم . امام حسن علیه السلام فرمود: پس كسى كه نمى داند بهشتى است یا جهنمى این گونه نمى خندد (و همه دهان را براى خندیدن نمى گشاید). آن جوان از این نصیحت دلسوزانه امام حسن علیه السلام پند گرفت و بعد از آن روز دیگر آن جوان را خندان ندید.
جمعبندی:
پس از اين اخبار و اخبار دیگر چنين ظاهر مى شود كه مؤ من میبايد كه عبوس و گرفته نباشد و گشادهرو و خندان باشد و قدرى از مزاح مطلوبست، اما بسيار خنديدن و بسيار خوشطبعى كردن مذموم است و فعل بيخردان و سفيهان است. و در صورت قهقهه حتما بگوید «اللهم لاتمقتنی» یعنی خدایا مرا دچار غم و اندوه دامنگیر مگردان.
* از ام حلیمه همسر گرامی رسول اکرم نقل شده است که ایشان حتی در خواب هم تبسم بر لب داشتند گویی نه سرما و نه گرما بر ایشان اثر نداشت.