قوم نگاری
مقدمه:
تحقیقات کیفی از نظر روش گرد آوری و تحلیل داده ها مفروضه های زیر بنایی و چگونگی حل مسائل مورد مطالعه با تحقیقات کمی تفاوت دارد.تحقیق کیفی معمولا از چند روش تحقیق و جمع آوری اطلاعات همچون تحقیق میدانی ، مشاهده حضوری ، مصاحبه عمیق و قوم شناسی تشکیل شده است.در همه این روش های جمع آوری اطلاعات تاکید اصلی بر این است که تجربه بهترین ابزار درک رفتار اجتماعی است .
در پژوهش های کیفی برای گرد آوری اطلاعات از مشاهده مشارکتی ، سازمان نایافته یا نیمه سازمان یافته و مصاحبه عمیق و شرح حال نویسی استفاده می شود.و این تحقیقات را با ویژگی هایی چون استقرایی، کل گرایانه ، فرد نگر ، توصیفی ، اکتشافی ، انعطاف پذیر و ...توصیف می کنند. قوم نگاري يکي از روشهاي علمي تحقيق در علوم انساني با درگيري فعال محقق در ميدان تحقيق دنبال مشارکت در توسعه معرفت علمي از گروهها يا فرهنگها است. مشاهده مورد مطالعه در شرايط طبيعي و نهايتا تحليل و ارزيابي يافته ها در زمينه و بستر مورد مطالعه باعث ديدي جامع نگر در تحقيق قوم نگاري با اعتبار نسبتا بالايي گرديده است . قوم نگاري بر اساس بنيان نظري بر فرهنگ و با ديدي کل گرايانه به مطالعات عميق براي توصيفي دقيق و فشرده از مورد مطالعه مي پردازد.[1]
در اینجا نیز ما به بررسی اجمالی قوم نگاری که یکی از انواع پژوهش های کیفی است می پردازیم.
تاریخچه مردم نگاری :
مردم نگاري مدرن از واپسين سالهاي قرن نوزدهم ميلادي به عنوان گرايشي در جامعه شناسي ، در مغرب زمين شکل گرفت. دانشمنداني همچون«بواس»و «يورز» از بريتانيا به چنين پژوهش هايي براي نخستين بار دست زدند . هدف اين پژوهشگران شناخت فرهنگ و آداب و رسوم و باورها و پندارهاي اقوام ابتدايي اين سرزمين و پيش گيري از نابودي و به بو ته ي فراموشي سپردن آنها بود.بعدها انسانشناساني مانند «پريجارد» و «مارگارت ميد» آمريكايي در خصوص برخي جوامع ابتدايي در استراليا و افريقا مطالعات ماندگار و پايداري انجام دادند . البته ناگفته نماند«مالينكوفسكي»به دليل بررسي هاي روش مند و هدفمندانه و رعايت اسلوب تحقيق در اين زمينه ، به عنوان سرآمد مابقي مردم شناسان ياد شده ، تلقي مي شود. چرا كه وي براي مطالعه جامعه هاي هدف و مورد تحقيق ، زماني را در ميان آنها سپري كرده است و مشاهدات خود را به طور روزانه ياد داشت و سپس به رشته تحرير در آورده است.
مردم شناسان اروپایی حوزه مورد مطالعه شان را جوامع مستعمره که به زعم آن ها ابتدایی می نمود قرار داده بودند، اما سیاست های استعمار طلبانه کشورهای متبوع در نوع پژوهش هایشان بی تاثیر نبود. پس از جنگ جهانی دوم بود که با به استقلال رسیدن مستعمرات، این پژوهشگران مجبور شدند به کشورهای خود بازگردند و وارد حوزه هایی شدند که پیش از آن صرفا در محدوده مطالعه جامعه شناسی قرار می گرفت. « تفاوتشان عمدتا در روش تحقیق بود».
«اصطلاح مردم نگاری درسال 1810 معمول شد و نخستین بار مردم شناس آلمانی بنام نیبور (B . G .Neebuhr ) در کلاس درس خود در دانشگاه برلین عنوان کرد ».
« قوم نگاری به منزلة استراتژی تحقیق(همچون مشاهدة همراه با مشارکت از بدو پیدایشاش) از مردم شناسی وارد حوزه های به کلی متفاوتی همچون جامعه شناسی یا تعلیم و تربیت شد. در حالی که قوم نگاری در ابتدا فرهنگ های دور دست را به همه غرابتی که داشتند مورد مطالعه قرار میداد، در زمان حاضر تحقیق خود را از مسائل دم دست آغاز می کند و می کوشد تا جنبه های خاص و ویژة آنچه را که به نظر همه ما آشنا می آید، آشکار سازد. برای مثال، با این روش ،زیست جهان های کوچک انسانی ، اینکه مردم کجا هستند و محقق باید پیمایش میدانی انجام دهد تا قضاوت مردم را در جریان رفتارهای درون محیط طبیعی، مشاهده نمایدرا مورد مطالعه و تحلیل قرار می دهند .»[2]
تعریف قوم نگاری:
مردم نگاری در معنای ریشه ای خود مفهوم توصیف را می رساند .graphein در یونانی به معنی توصیف است .این واژه تا اندازه زیادی به دیگر واژه یونانی histore به معنی « روایت مشاهدات » نزدیک است .هرودوت که او را پدر باستانی علم انسان شناسی و شاید بتوان تاکید کرد پدر مردم نگاری می دانند در نام اثر خود اشاره ی مستقیم به روش مشاهده ی مستقیم مردم نگاشتی دارد .
البته در مقایسه با آنچه گفته شد graphein به معنی توصیف در مفهوم «ترسیم » نزدیک می شود . شاید به همین دلیل نیز باشد که پسوند graohy از همان ریشه در زبان های اروپایی و در زبان فارسی به معنی «نگاری» یعنی نگاشتن ترجمه شده است .[3]
مطالعۀ توصیفی دقیق از مردم به خصوص در زمینه های فرهنگی مربوط به قومیت ها ، جوامع سنتی ، گروه های خرد و گروه های دچار انحراف اجتماعی از اهداف نوعی تحقیق در علوم انسانی به شمار می آید که امروزه تحت عنوان تحقیق قوم نگاری شهرت یافته است. به بیان بهتر توصیف عمیق و مطالعۀ افراد و مکانهای خاص قوم نگاری خوانده می شود.اسپردلی در تعریف از قوم نگاری می گوید : قوم نگاری ، یعنی توصیف یک فرهنگ ، که اساس این نوع فعالیت ، فهم یک زندگی از نقطه نظر بومی است.[4]
قوم نگاری اساسا توسط مردم شناسان بوجود آمده است . و به ساده ترین مفهوم ان مستلزم این است که پژوهشگر شیوۀ زندگی یک گروه از مردم را توصیف می کند . این گروه ممکن است بزرگ باشد و کل اجتماع ، یک شهر یا سازمان را در بر گیرد و یا ممکن است کاملا کوچک باشد.والکات: قوم نگاری یعنی علم توصیف فرهنگی و قوم نگاری به طور مقدماتی شامل یک فرآیند از تلاش هایی است که به صورت اجتماعی بین مردم و گروه ها را توصیف و تفسیر کند.[5]
از نظر لغوی روش مردم نگاری یعنی, توضیح و معرفی یک قبیله یا قوم، ولی از نظر روشی, یعنی روش تحقیق عملی و مطالعة زمینه ای, و مجموعة روش های گردآوری اطلاعات جهت توصیف یک فعالیت خاص اجتماعی و یا نوع زندگی دسته ای از افراد جامعه می باشد.
ویژگی هایی تحقیقات قوم نگاری:
ویژگی محیط گرایی،2- ماهیت کیفی- پدیدار شناختی،3- استفاده از روش شرکت کننده- مشاهده گر،4- دیدگاه کل گرا
ویژگی بافت گرایی(محیط گرایی ) : قوم نگاران معتقدند که رفتار هر فرد تحت تاثیر بافتی است که در آن قرار دارد. از این رو نتایج حاصله از تحقیق قوم نگاری تنها در محیط مورد مطالعه خود قابل تفسیر است. در تحقیق قوم نگاری، معمولا هدف محقق شناخت عمیق بافت پدیده یا سیستم مورد نظر است. بنابراین تعمیم نتایج، مورد نظر محقق نمی باشد.
آنها در محیط مورد نظر به همۀ جنبه های آن که ممکن است الگوهای فرهنگی را آشکار کند توجه نشان می دهند.قوم نگاران مواد را همان گونه که به طور طبیعی اتفاق می افتند ، مشاهده می کنند و عموما از ارائه و رد کردن هرگونه موقعیت مصنوعی در محیط خودداری می کنند. دستکاری متغیرها ، شبیه سازی یا تحمیل خارجی ساختاری بر موقعیت ندارد .[6]
ماهیت کیفی- پدیدار شناختی:
برای درک کامل رفتار فرد باید احساسات و افکار درباره این رفتار ویژه شناخته شود. زیرا جنبه واحدی از رفتار می تواند معانی مختلفی داشته باشد. محققان قوم نگار نه تنها به توصیف رفتار می پردازند بلکه سعی در تفسیر این رفتار از دیدگاه افراد تحت مطالعه دارند. از این رو انتخاب یک چارچوب مشخص برای تفسیر، کد گذاری ومقوله بندی کردن رفتارها ضروری است.[7]
استفاده از روش شرکت کننده-مشاهده گر:
در تحقیق قوم نگاری، جمع آوری داده ها شامل مشاهده آنچه رخ می دهد در شرایط طبیعی تحت مطالعه است. یک مشاهده گر قوم نگار باید بافتی را که افراد در آن زندگی کرده، فکر می کنند و عکس العمل نشان می دهند درک کرده، حوادث مربوط را تصویر نموده وبه تفسیر آن ها بپردازد. این فرد را که خود نیز در صحنه رویدادها حضور دارد، شرکت کننده- مشاهده گری می نامند. بنابراین شرکت کننده- مشاهده گر سعی بر آن دارد، تا نقش یکی از افراد تحت مطالعه را به عهده گرفته و بافت مورد مطالعه را شخصاً تجربه کند تا به سهولت به احساسات واعمال افراد تحت مطالعه پی برد. از این رو مشاهده در تحقیق قوم نگاری گسترده تر از آن چیزی است که بصورت عینی ضبط می شود.
دیدگاه کل گرا:
در این نوع تحقیقات، مشاهده گر بر کل بافت مورد مطالعه تاکید دارد. پژوهشگر به کل زمینه و بافت موضوع توجه دارد. به جای توجه به موارد کوچک ، به عبارت دیگر عناصری که به نحوی با پدیده مورد مطالعه رابطه دارند از جنبه های مختلف بررسی می شود. دیدگاه کل گرا درباره مطالعه رفتار فردی، امکان می دهد تا ارتباطات اجتماعی وبعد زمانی ومکانی وامثال آن درباره فرد بصورت یک کل مورد نظر قرار گیرد. با توجه به ویژگی های فوق، تحقیق قوم نگاری را می توان یک بررسی در شرایط طبیعی، با دیدگاهی کل نگر واستفاده از رویکرد پدیدار شناختی قلمداد کرد)[8]
از ویژگی های دیگر این روش می توان به موارد زیر اشاره کرد:
« تأکید شدید بر کندوکاو در سرشت یک پدیدة اجتماعی خاص به جای فراهم آوردن زمینه برای آزمون فرضیهای دربارة آن.تمایل به کار با داده های «فاقد ساختار»،یعنی دادههایی که به هنگام گردآوری براساس مقولههای تحلیلی بسته کدگذاری نشدهاند.تحقیق مفصل دربارة تعداد اندکی از موارد،شاید حتی یک مورد.[9]تحلیل داده هایی که متضمن تفسیر صریح معنا و کارکرد کنشهای انسانی است، که عمدتاً به شکل توصیف و تبیین شفاهیاند و کمی سازی و تحلیل آماری در آن نقشی فرعی دارند».
مردم نگار به جای مطالعه مردم، به یادگیری از مردم می پردازد. وقتی که محقق مردم را به عنوان آزمایش شونده و یا پاسخگو، مورد مطالعه و مشاهده و پرسش قرار می دهد می تواند خود را از آنها جدا سازد. و فقط نظاره گر بشمار رود. اما وقتی که «آزمایش شونده ها» مقام معلمی به خود می گیرند و در درک فرهنگ خود متخصصینی محسوب می گردند، روابط محقق و تحقیق شونده ها، بسیار متفاوت می گردد. محقق در اینجا، از آنهایی که در باره شان مطالعه می کنند، می خواهد که معلم او باشند و روش های زندگی را که آنها با معنی و عملی یافته اند به او بیاموزند. [10]
لودرز مهمترین ویژگیهای قوم نگاری را این گونه تعریف میکند:
اول، ریسک و لحظاتی در فرایند تحقیق وجود دارند که نمی توان برایشان برنامه ریزی کرد، تابع موقعیت، تصادفی و فردی اند... دوم، اقدامات ماهرانة محقق در موقعیت اهمیت بیشتری پیدا می کند... سوم، قوم نگاری به یک استراتژی تحقیقی استحاله پیدا می کند که بیش از آن چه بتوان تصور کرد روش مجاز برای گردآوری داده دارد . [11]
«مردم نگاری هم به عنوان یک روش پژوهش, هم به عنوان یک تکنیک یا ابزار اندازه گیری وهم به عنوان یک نظریه یا تئوری مطرح می باشد.
به عنوان روش، از سویی، مجموعه ابزارها و یا تکنیک هایی مانند مشاهده، مصاحبه،عکس برداری, فیلم برداری و غیره می باشد, که مردم نگار مدتی را با افراد خاص جامعه ای یا گروهی که قصد مطالعه آنان را داشته, زندگی کرده است. از سوی دیگر، این داده ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد».
« به عنوان تکنیک، روشی است برای جمع آوری اطلاعات و داده هایی پیرامون فرقه، گروه یا دسته ای با انچام مشاهده یا مصاحبه ایی که غیر رسمی است. یعنی مصاحبه شونده (گان) دقیقا نمی داند که فرد مقابل او یک پژوهشگر مردم نگار است. بنابراین, از هدف او نیز بی اطلاع خواهد بود. در این حالت نه گفته ها ضبط می شوند و نه کاغذی در میان است که یادداشتی برداشته شود. مصاحبه به صورت یک گفتگوی دوستانه در محل طبیعی مورد مطالعه انجام می شود. در ضمن مردم نگار در حین گفتگو فقط به محتوای صحبت ها توجه نداشته بلکه، هم به اصطلاحات و فرهنگ خاص شخص هم به نوع برخورد و رفتارهای اجتماعی او توجه دارد. هم به فرهنگ ظاهری شخص شامل پوشش و نوع آرایش توجه می کند. در واقع، کلی عناصر فرهنگی موجود در فرد و در آن محیط از نظر مردم نگار بدور نخواهد ماند».
مراحل اجرای مردم نگاری:
مردم نگاری جهت اجرا مراحلی دارد. "مردم نگاری در واقع زمانی شروع می شود که خودِ پژوهشگر وارد زمینۀ تحقیقی بشود." در واقع, "نه فقط در بین افراد و به مانند آنان زندگی کند, بلکه, به مانند آنان صحبت کرده و احساسات آنان را درک کند . اولین نکتۀ مهم در مردم نگاری عمل مشاهده می باشد که توسط مردم نگار صورت می گیرد, می بایستی به دقت و منسجم انجام شود. ضمنا, "مشاهده گر می بایستی قبل از هر چیز به اندازه و سهم هر بخش اجتماعی احترام بگذارد".
در روش مردم نگاری نقشۀ مطالعۀ یک جامعه در سه بخش کلی خلاصه می شود."الف, شکل اجتماعی که شامل مطالبی مانند جمعیت, جغرافیای انسانی, فن, شکل و ساختار, ب, فیزیک اجتماعی شامل صنعت, زیبایی, اقتصاد, حقوق, مذهب و علم می باشد. ج, مسائل عمومی شامل زبان, مسائل ملی, مسائل بین المللی و علم تاریخ اخلاق عمومی هستند." به طور خلاصه مردم نگار برای انجام این اعمال می بایستی مراحلی را طی کند : مطالعۀ ذهنی موضوع و محل مورد مطالعه, مذاکره برای ورود به محیط پژوهش, مشاهده و نگارش و زمان مردم نگاری.[12]
مسائل مورد مشاهده در مردم نگاری :
طبیعی است که بسته به محیط پژوهش و اهداف آن مسائل گوناگونی ممکن است که مورد توجه پژوهشگر قرار بگیرد. ما در اینجا به نمونۀ کاملی از مسائلی که می بایست مورد توجه مردم نگار قرار بگیرد, با استفاده از کتاب جامع مارسل موس در این زمینه, اشاره می کنیم که عبارتند از : فیزیک اجتماعی, صنعت جامعه, زیبایی شناسی جامعه, پدیدۀ اقتصادی, پدیدۀ حقوقی, پدیدۀ اخلاقی, پدیدۀ مذهب, تفریحات یا پدیدۀ فرهنگی و پدیدۀ دفاعی و کنترل اجتماعی.
اصول کلی و تعيين چارچوب کلي مفاهيم تحقيق در قوم نگاری :
-شناسایی پدیده مورد مطالعه و تعيين عناصر اصلي موجود در زمين:
تحقیق قوم نگاری با بیان یک مسئله کلی آغاز می گردد. محقق با اطلاعاتی در مورد زمینه( زمان، مکان، شرکت کنندگان) و اندیشه کلی دوباره رویداد کار خود را آغاز می کند. به عبارت دیگر مسئله تحقیق در جریان اجرای تحقیق شناسایی می گردد. در اغلب موارد یک احساس شهودی منشا مسئله در تحقیق قوم نگاری است. محقق سوال های ویژه ای را که در چارچوب مفهومی می تواند تصور کند بیان می نماید. این سوال ها نقطه شروع تحقیق است: چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چرا اتفاق رخ می دهد؟ چگونه رخ می دهد؟؛ این سوال ها معرف یک تحلیل اولیه از مسئله تحقیق است.
بیان این سوال ها محقق را در هدایت جریان تحقیق یاری می دهد. اما باید توجه داشت که بیان آنها نباید محدود کننده مشاهده لازم برای انجام تحقیق باشد.
- تعيين نحوه تعامل بين عناصر
- تعيين زمان و مکان مشاهده.
- تدوين فرضيه ها و ارائه آنها:
این نوع تحقیقات با تعدادی فرضیه آغاز می شود. اما در جریان گردآوری داده ها ممکن است فرضیه های جدیدی وارد شده و برخی از فرضیه هاکنار گذشته شود.بنابراین محدمدیتی برای تعداد و یا ماهیت فرضیه ها وجود ندارد. ارائه فرضیه یک فعالیت مداوم و پیوسته در تحقیق قوم نگاری است. برخلاف تحقیقات آزمایشی وغیر آزمایشی که در آنها فرضیه در ابتدا مشخص شده وسپس مورد آزمون قرار می گیرد، تحقیق قوم نگاری بدون فرضیه خاص شروع شده و فرضیه ها در جریان تحقیق تدوین وتغییر می یابند. اگر داده های حاصله از منابع مختلف همگرا باشند ویکدیگر را تأیید نمایند فرضیه ها ی تحقیق نیز رد نخواهد شد.
-عمليات تدوين و ارائه فرضيه، حذف و اضافه آنها و بازنگري و تکميل آنها در قوم نگاري يک عمل دائمي و هميشگي است.
-بازنگري و اصلاح فرضيه ها با توجه به همگرايي يا واگرايي داده هايي است که از مشاهدات حاصل شده است.
-تحليل داده ها
منظور از تحليل در اينجا تنظيم داده هاي حاصل از مشاهده٬ مصاحبه٬ اسناد و مدارک٬ ... و در مقوله هاي مورد نظر و يافتن رابطه بين آنها مي باشد ».
نتيجه گيري:
برخلاف تحقیقات آزمایشی وغیر آزمایشی، در این تحقیقات نتیجه گیری پس از هر مرحله از مشاهدات ودر جریان تحقیق صورت می گیرد.
«هدف مردم نگاری, تهیه مونوگرافی و گزارش های نسبتا کاملی از همه مسائل مربوط به یک واحد اجتماعی و قابل تفکیک است و نیز سبب می شود, مردم شناسی با روش » مقایسه ای « و ترکیب آن ها به نتیجه گیری کلی برسد».
نوشتن توصیف مردم نگاری،آخرین فراورده تحقیق است. تحقیق میدانی به یک مسافرت علمی شباهت دارد که نگاشتن مردم نگاری پایان آن است. محقق، به زمینه های فرهنگی نا آشنا مسافرت می کند و برای درک آن هفته ها، ماه ها یا حتی سالها وقت صرف می کند. او گوش فرا می دهد، مشاهده می کند و در فعالیت ها شرکت می کند تا بفهمد که مردم تجربیات خود را چگونه سازمان می دهند و چه تعاریفی از آنها ارائه می کنند. سپس او باید در جهت عکس حرکت کند. یعنی پس از درک آن فرهنگ خاص، داده هایی را که جمع آوری کرده است به شیوه ای توصیف کند تا برای آنهایی که با آن فرهنگ آشنا نیستند قابل فهم باشد. یک مردم نگاری نوشته شده چنین برگردانی است، این نوشته، مفاهیم موجود در آن فرهنگ را با واژگانی که برای خواننده معنی دار است، بیان می کند و این نوشته، مثل هر ترجمه ای ناقص است. زیرا هیچوقت که معانی مفاهیم، در دو فرهنگ جداگانه، دقیقاً مثل هم نیستند. یک مردم نگاری خوب می تواند با زحمات زیاد خوانندگان را با معرفت فرهنگی یک گروه بیگانه آشنا سازد»[13]
ویژگی های روش تحقیق در قوم نگاری:
قلمرو جغرافیایی:
با توجه به ژرفانگر بودن روش مردم نگاری, محدود کردن قلمرو مطالعه ضروری است. زیرا فقط در قلمرو محدود امکان ژرفانگری وجود دارد.برای این که امکان شناسایی کامل وجود داشته باشد،جامعه مورد مطالعه، محدود در نظر گرفته می شود.بدین ترتیب محقق می تواند مانند عضوی از اعضای گروه، به مشاهده و مصاحبه بپردازد و خانه به خانه، آداب و اعمال و رفتار فرهنگی را ثبت و ضبط نماید.
قلمرو موضوعی:
محدود کردن صوری و کمی، اولین قدم روش تحقیق است. ولی هر قدر هم که جامعه ای محدود و کوچک باشد اهمیت کیفی تکنیک ها,ضوابط، روابط و بالاخره خصوصیات فرهنگی جامعه محدود نمی شود. بنابراین برای احراز از کلی نویسی و تحقیقات سطحی، پژوهشگران الزاما یک نهاد اجتماعی و حتی محدودتر،یک موضوع را انتخاب می کنند و بالطبع با انتخاب یک موضوع،فرصت وامکان بررسی آن را در ابعاد مختلف و در ارتباط با نهادهای دیگر فراهم می کنند. مونوگرافی، که به معنی تحقق و نگارش یک واحد است, در واقع » واحد موضوعی «را شامل می شود و نه واحد جغرافیایی را. با این محدود کردن واحد, محقق می تواند در آن زمینه ای که تبحر دارد به تحقیق و مطالعه بپردازد. زمان تحقیق:
از آنجا که تکیه مردم نگاری بر مشاهده است،حداقل زمانی که محقق بتواند شاهد فعالیت های به هم پیوسته زندگی اجتماعی در همه فصول و تمامی روزها باشد « یک سال »است و معمولا همین مدت را برای انجام تحقیق توصیه می کنند. بدیهی است که با مشکلات اقتصادی، اجتماعی، اداری و خانوادگی ، توقف چند ساله محقق در جامعه مورد تحقیق آسان نیست و معمولا تحقیقات متناوبا و در فصول مختلف صورت می گیرد. [14]
تعداد محقق:
در تحقیقات مردم نگاری، کثرت افراد نه تنها مشکلی را حا نمی کند,بلکه خود ممکن است مانعی برای تحقیق باشد.بدین منظور توصیه می شود حتی المقدور تعداد محقق کم و حداکثر از سه نفر تجاوز نکند و آن هم در صورتی که هر یک از سه نفر از نظر تخصص و ویژگی های فردی مکمل یکدیگر باشند. با این وجود، تجربه نشان داده است که در هر حال تحقیقات انفرادی ثمره و نتیجه ای بهتر و بیشتر داشته است.
اخیرا تحقیقات دسته جمعی با برنامه های چند ساله بر اساس روش ژرفانگر و برای مطالعه یک منطقه متداول شده است که علاوه بر شناخت، آبادانی منطقه را نیز مورد نظر دارد. بدین ترتیب که یک موسسه یا سازمان با همکاری جغرافی دان ، زمین شناس، باستان شناس، اقتصاددان، پزشک، جامعه شناس و مردم نگار به تحقیق می پردازد تا سرانجام بتواند با هماهنگی جنبه های مختلف تحقیق، برای منطقه برنامه ریزی کند. حال آن که در چنین مواردی نیز موضوعات تحقیق عملا از یکدیگر مجزا هستند و ماحصل کار، مجموعه ای است از تحقیقات و نه یک تحقیق دسته جمعی»
انواع قوم نگاری
مردم نگاری رئالیستی ،رویکرد سنتی مردم نگاری است که انسان شناسان از آن استفاده کرده اند.در این نوع مردم نگاری یک نگاه و ملاحظه ی بیشتر عینی ، بر موقعیت مورد مطالعه وجود دارد. نوشته های مردم نگاری رئالیستی از موضع سوم شخص ، به گزارش عینی از اطلاعاتی که محقق از مشارکت کنندگان به دست آورده است می پردازد.و داده ها به صورت عینی و آماری ارائه می گردد.
مردم نگاری انتقادی
این رویکرد پاسخی به شرایط موجود جامعه است که در آن نظامی از قدرت ، منزلت ، امتیاز و اقتدار ، باعث حاشیه ای شدن افرادی از طبقات ، نژادها و جنسیت ها مختلف شده است .
مردم نگاری انتقادی سعی برحمایت جهت رهایی بخشی گروه هایی است که در حاشیه جامعه زندگی می کنند .اجزای عناصر اساسی در مردم نگاری انتقادی ، جهت گیری ارزشی آن ، جهت توانمندسازی مردم ، با ارائه اقتدار بیشتر به آنان ، چالش با وضع موجود و ملاحظه برقدرت و شیوه کنترل آن است.[15]
کاربردهای تحقیقات قوم نگاری:
امروزه از قوم نگاری به طور گسترده برای مطالعۀ افراد در موقعیت های خاص مانند : دادگاه ها ، بانکها ، اماکن و شرکت ها استفاده می کنند.
تحقیق قوم نگاری در مراحل اولیۀ تحقیق که اطلاعات کمتری دریارۀ یک پدیده وجود دارد و در موقعیت هایی که امکان استفاده از روشهای تحقیق دیگر وجود ندارد، سودمند است. [16]
از تحقیق قوم نگاری در انسان شناسی ، تحقیقات علوم اجتماعی و تعلیم و تربیت نیز می توان استفاده نمود ؛که در تعلیم و تربیت به توصیف های علمی از فرآیندهای یاددهی – یادگیری ، فرآیندها و پدیده های تربیتی در درون زمینه های خاص نظام های آموزشی اشاره دارد.
و نیز زمانی که لازم باشد پژوهشگری به دانش توصیفی فرهنگی از یک گروه نیاز داشته باشد.
پژوهشگر بخواهد فعالیتهای مرتبط با زمینۀ فرهنگی خاص را از دیدگاه اعضای گروه توصیف کند.[17]
زمانی که لازم باشد پژوهشگر فهرستی از جنبه هایی که عضویت در یک گروه یا فرهنگ را تشکیل می دهد ، فراهم آورد.
زمانی که لازم باشد ، فهرستی از الگوهای اجتماعی توصیف و تحلیل شوند.
زمانی که لازم باشد ، نظریه ای را توسعه دهند نیز از تحقیقات قوم نگاری استفاده می شود.
امتیازات:
هیچ سنت پژوهشی دیگری برای تحقیق در مورد پدیدۀ پیچیده ای که فرهنگ نامیده می شود یه قوت قوم نگاری نیست.
جهت گیری کل نگر آن ، پژوهشگر ماهر را قادر می سازد تا عناصر مختلف یک فرهنگ را مشخص کند و آنها را رد الگوهای منسجمی وارد سازدتوصیف از الگوها ، رمزهایی را برای قرائت فرهنگ فراهم می آورد.
از امتیازات مهم پزوهش قوم نگاری این است که فعالیت ها یا شیوه های آن نسبت به شیوه های دیگر روش شناسی های پژوهشی یکپارچه تر است.
تحقیق قوم نگاری ماهیت زمینه گرایی یا طبیعی داردو یعنی در این نوع تحقیق ، برخلاف تحقیقات آزمایشگاهی یا تحقیقات دیگر که متغیرها دستکاری می شوند، داده ها در موقعیت طبیعی گرد آوری می شوند.
فراینداین نوع پژوهش انعطاف پذیر بوده و معمولاً در بافت یا زمینه و از طریق واکنش به واقعیتهای زند ه ای که پژوهشگر در محیط مطالعه با آن رو به رو می شود شکل می گیرد.[18]
محدودیت ها:
مسألۀ اول مربوط به جایگاه قوم نگاری به عنوان علم است. همان طور که بیان شد قوم نگاران عموما دیدگاه اختصاصی افراد را مورد توجه قرار می دهند و این بدین معناست که از برداشتها و مقوله های زبانی خود اعضای فرهنگ، برای توصیف و تبیین فرهنگ بهره گیری می شود. در عین حال که این دیدگاه به خواننده کمک می کند که فرهنگ را به عنوان واقعیت اجتماعی یگانه ای درک کند ، مبنایی برای کشف قوانین زندگی اجتماعی فراهم نمی آورد.
مسألۀ دیگر به اعتبار گزارش یافته های قوم نگارانه مربوط می شود.منتقدان استدلال می کنند که گزارشات قوم نگاری نشان دهندۀ نوعی از نگارش است که نظم خاصی را به پدیده های فرهنگی تحمیل می کند. نظمی که ممکن است بازتاب دقیقی از فرهنگ مورد نظر نباشد. قوم نگاری ها قصه هستند زیرا ناظر بر خود فرهنگ نمی باشند ، بلکه داستانهایی هستند که مؤلفان از قرار دادها و ابزارهای ادبی مختلف ، آنها را بیان کرده اند. [19]
برخی از نظریه پردازان فمنیست استدلال می کنند که قوم نگاری های سنتی نشان دهندۀ گفتمان مذکر ممتازی است که متضمن ارتباط های یک طرفه و با فاصله نسبت به اعضای فرهنگ مورد پژوهش است.
فرایند گرد آوری داده ها برای پژوهش قوم نگاری می تواند ماهها یا یک سال یا حتی بیشتر به طول بیانجامد.
منابع و مآخد
1. اسپردلی ،جیمز پ ، دیوید و.مک کوردی ، پژوهش فرهنگی ، ترجمه بیوک محمدی ، تهران ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، 1386
2. حسن زاده ، رمضان ، روش های تحقیق در علوم رفتاری ، تهران ، نشر ساوالان ، 1385
3. خلعتبری ، جواد .آمار و روش تحقیق.تهران ، نشر پردازش ، 1389
4. صفری ، خدیجه ، روش های پژوهش کیفی در علوم اجتماعی ، تهران ،نشر پویش ،1387
5. فکوهی ، ناصر ، انسان شناسی شهری ، تهران ، نشر نی ، 1387
6. فلیک ، اووه، در آمدی بر تحقیق کیفی ، ترجمه هادی جلیلی ، تهران ، نشر نی ، 1387
7. لطف آبادی ، حسین، روش شناسی پژوهش در روان شناسی و علوم تربیتی ،قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، 1388 .
8. ایمان ، محمد تقی ، روش شناسی تخقیقات کیفی ، قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، 1393 ،
.خلعتبری ، جواد .آمار و روش تحقیق.تهران ، نشر پردازش ، 1389. ص149..[1]
. فلیک ، اووه، در آمدی بر تحقیق کیفی ، ترجمه هادی جلیلی ، تهران ، نشر نی ، 1387، ص 254 [2]
. فکوهی ، ناصر ، انسان شناسی شهری ، تهران ، نشر نی ، 1387، ص 421[3]
. سفری ، خدیجه ،روش های پژوهش کیفی درعلوم اجتماعی ، تهران ، نشر پویش ،1387 ، ص 168[4]
. سفری ، خدیجه ،روش های پژوهش کیفی درعلوم اجتماعی ، تهران ، نشر پویش ،1387 ، ص 169[5]
. لطف آبادی ، حسین ، روش شناسی پژوهش در روان شناسی و علوم تربیتی ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، 1388، ص 156. [6]
. حسن زاده ، رمضان ، روش های تحقیق در علوم رفتاری ، تهران ، نشر ساوالان ، 1385 ، ص 202[7]
. خلعتبری ، جواد .آمار و روش تحقیق.تهران ، نشر پردازش ، 1389. ص 148[8]
. لطف آبادی ، حسین، روش شناسی پژوهش در روان شناسی و علوم تربیتی ،قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، 1388 ، ص 156[9]
. ایمان ، محمد تقی ، روش شناسی تخقیقات کیفی ، قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، 1393 ، ص46[10]
.فلیک ، اووه ، در آمدی بر تحقیق کیفی ،ترجمه هادی جلیلی ، تهران ، نشر نی ، 1388 ، ص 253 [11]
. صفری ، خدیجه ، روش های پژوهش کیفی در علوم اجتماعی ، تهران ،نشر پویش ،1387، ص 179 [12]
. اسپردلی ،جیمز پ ، دیوید و.مک کوردی ، پژوهش فرهنگی ، ترجمه بیوک محمدی ، تهران ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ،1386 ، ص 133 [13]
.ایمان ، محمد تقی ، روش شناسی تخقیقات کیفی ، قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، 1393 ، ص 51 [14]
.ایمان ، محمد تقی ، روش شناسی تخقیقات کیفی ، قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، 1393 ، ص 52 [15]
حسن زاده ، رمضان ، روش های تحقیق در علوم رفتاری ، تهران ، نشر ساوالان ، 1385 ، ص201 .[16]
. روش تحقیق در روان شناسی و علوم تربیتی و مشاوره ،[17]
.فلیک ، اووه، در آمدی بر تحقیق کیفی ، ترجمه هادی جلیلی ، تهران ، نشر نی ، 1387، ص 255[18]
. مانا گن، جان ، جاست ، پیر،انسان شناسی اجتماعی و فرهنگی ، ترجمه : احمدرضا تقاء ، تهران ، نشر ماهی ، 1388، ص 44 [19]